X
تبلیغات
آرام و بی صدا

قالب پرشین بلاگ


آرام و بی صدا
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آنست که از خاطره ها محو شوم
قصه غصها ، غربت لحضها ، شاهکار خلقت ،بوی بارون ،پاییز با زیباییهای شاعرانش،بعضی حسها رو نه میشه کشید نه میشه نوشت درست مثل حس پاییزیا روزای مدرسه
مدرسه ،زنک انشاء وموضوع انشا
این موضوع رو شک ندارم که همه ما حداقل ی بار در موردش انشا نوشتیم
دوست دارید در آینده چکاره شوید ؟
شما چی مینوشتی ؟ اکه اشتباه نکنم بیشتر دختر خانمها  تو بچگی دوست دارن معلم یا پزشک بشن وآقا پسرا خلبان شاید چون از پدرو مادر کمک میکرفتیم برا نوشتن انشا اونا هم ارزوهاشونو به ما میکفتن ما همونا رو مینوشتیم مثلا مامان خود من خیلی دوست داشت یکی از بچهاش دکتر بشه اما هیچ کدوم از ما حتی به پزشکی علاقه هم نداریم 
شاید باورتون نشه ولی من هیچ وقت دوست نداشتم معلم یا دکتر بشم دوست داشتم پلیس بشم یادمه اولین باری که درمورد این موضوع انشا نوشتم وقتی گفتم میخوام پلیس بشم معلمم خندیدو گفت دخترا که پلیس نمیشن پسرا پلیس میشن راستشو بکم حسابی خورد تو ذوقم از اون به بعد هر وقت میخواستم دوباره در این مورد انشا بنویسم میدونید چی مینوشتم  مینوشتم من نمیدونم میخوام چکاره بشم اون وقت بود که لج معلم درمی اومد و ی چش غره بهم میرفت
ولی اینو جدی میکم همیشه تو رویاهام دوست داشتم ی پلیس بشم راستش اون وقتا که من چیزی از درجه، ارتش ،سپاه ،یا نیروی انتظامی نمیدونستم هر کی رو میدیدم از این لباسای نظامی تنشه فکر میکردم پلیسه اصلا میدونید از کی من تصمیم کرفتم از پلیس خوشم بیاد یا برای چی خوشم بیاد ؟از روزی که عموم با لباس نظامی و ی اسلحه تو کمرش اومد خونمون اونقدر از لباسش خوشم اومد که به عشق لباس نظامی و اون درجه هایی که رو لباسش بود  تصمیم کرفتم پلیس بشم

اما ازعلاقه مهمتر حرف دل آدماس  این فقط آرزوی روزای نوجوانیم بودگرچه  وقتی بزرکتر شدم  ی مدت پی گیرش بودم یعنی هنوزم دلم میخواد اما چه کنم که اطرافیان و جامعه راجع به پلیس زن نظرخوبی ندارن  من ی شغل دیکه رو هم دوست داشتم یعنی درست کلاس اول دبیرستان اونقدر از درس شیمی خوشم اومد که تصمیم کرفتم تو این رشته ادامه تحصیل بدم مبدونید چقدر مهم و مفیده که ی نفر تو راهی که انتخاب کرده مشوق داشته باشه؟ روزی که من این رشته رو انتخاب کردم هیچ کی با من همراه نشد همه بهم گفتن این رشته به درد تو نمیخوره (البته بجز پدرو مادرم)  اما من واقعاٌ دوسش داشتم نمیکم به راحتی به دستش آوردم نمیکم براش کم تلاش کردم شاید باورتون نشه ولی من همه کاری کردم که بتونم تو این رشته تحصیل کنم خیلی براش زحمت کشیدم خیلی زیاد وقتی همه به من میگفتن نه من تلاشمو بیشتر میکردم به خاطر همینم همیشه از تصمیمم راضیم مطمئنم تا هر وقت که زنده باشم با رضایت تمام میکم که رشتمو دوست دارم شاید تنها چیزیه که بهش عشق می ورزم
حالا از اینا بکذریم داشتم در مورد موضوع انشا و شغل میگفتم حالا شما به آرزوهای کودکیتون رسیدید اصلا چقدر یا چند تا از آرزوهاتونو یادتون میاد ؟




آرزوهاتو ی جا یادداشت کن تا یادت نره چون چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروزت بوده ولی تو فراموش کردی اما خدا هیچ وقت یادش نمیره فراموش نکنیم که حتی در انتهای هر گوچه بن بست هم دری بسوی خدا باز میشه پس اکه هنوز آرزوی محقق نشده داری نا امید نباش ی بار دیکه تلاش کن دعا هم یادت نره آدم وقتی دلش پر از امیده بهارشو دست خزون نمیده
برو به آلبوم عکسای بچکیت نگاه کن تو پیچ و خم خاطرهها  ی دنیا آرزو  لاشون جا کذاشتی عکسایی که مکث ثانیهای کذر کرده هستن برا ی من ،تو، بابا، مامان ،و همه کسای که دوسشون داریم  و دوسمون دارن  دنبال روزای قشنگ عمرت بکرد تو رد زمان  
پایین صفحه رنکیمون نوشتم ی روز قشنگ دیکت مبارک
اگر یادتان بود وباران گرفت دعایی به حال بیابان کنید
ای ادمایی که شبیه منید بیاد صدا کنیم با هم خدارو 
 

 

 

راستی این عکسای جالب و متناسب با مطالبم کار ی همکار جدیده که همیشه با لطفش منو شرمنده میکنه ممنونم

 

 

 

 

[ پنجشنبه هفتم آذر 1387 ] [ ] [ ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خداوندا آسمانت متری چند؟؟
زمینت دیگر بوی زندگی نمیدهد

خداوندا ! از دوستی زیبای ما مقداری برای فردا کنار بگذار
تا اگر رنگ عادت گرفت دوباره آنرا شروع کنیم
چیزی به اندازه ی یک نگاه یا یک لبخند
امکانات وب
بک لینک فا